بنالم؟که اول صبح تا بیدار شدم و اومدم توی اینترنت و توی این سایت و خبرو
خوندم؟از خبرگزاری های دیگه ناراحت باشم که به جای تکذیب این خبر دائما
اون رو تایید می کردن و پیام های تسلیت بازیگران دیگر رو می نوشتن؟چی
بگم؟از خدا شکایت کنم؟...

کاش می شد مثل اون روز زنگ بزنم و خود عمو خسرو با اون صدای دلنشین
بهم بگه که شایعه اس."شما خبر تکذیبو بزنید و به بعضی از این آقایون بگین که
اونا هم ادامه ندن".صداش هنوز توی گوشمه.گرمی دستاش که در دو بار ملاقاتی
که باهاش داشتم بهم منتقل شد.و صداش،که می گفت:"مرگ پایان کبوتر نیست"...
ولی مگه می شه...مگه می شه باور کرد که خسرو شکیبایی،خالق شخصیت های
ماندگاری چون حمید هامون (هامون)،گشتاسب (سارا)،اسد و صفا (پری)،کارگردان
فیلم (میکس)،رحیم خان و مجنون (دختری به نام تندر)،جهانگیر وحدتی (کاغذ بی
خط)،نیما دادگر (مزاحم)،عمو (اثیری)،عادل مشرقی (سالاد فصل)،حد میثاق (حکم)،
شهاب سالک (عروسک فرنگی)،اکبر معظمی (چه کسی امیر را کشت؟)،عمو رحیم
(اتوبوس شب)،امیر حسین ترابی (دست های خالی) و جراح پیر (رئیس) دیگر در
کنار ما نیست؟مگه می شه اون همه خاطره رو فراموش کرد؟مگه می شه اون صدای
دوست داشتنی،اون شور و هیجان،اون حرکت دست ها،اون بالا و پایین افتادن موها
روی پیشانی و خلاصه اون همه زندگی رو فراموش کرد؟مگه می شه باور کرد
کسی که همین ۲۰ روز پیش جایزه بازیگر برتر ۳۰ سال سینمای پس از انقلاب
را گرفت،حالا دیگر در بین ما نباشد؟یادتون هست؟این اواخر هر وقت برای جایزه
گرفتن روی سن می رفت اول سن را می بوسید و بعد انگشت اشاره اش را رو
به بالا می گرفت؟نه...این سینما چطوری می خواد بدون خسرو شکیبایی به راهش
ادامه بده؟کی دیگه می تونه جای اونو بگیره؟جوونای چشم سبز و چشم آبی و موبوری
که دوست دارن ساده و راحت به همه چیز برسن؟نه...عمو خسرو خون دل خورد.
زحمت کشید و واسه همیشه ماندگار شد...

عمو خسرو از هامون به بعد خیلی متهم شد که داره تکراری بازی می کنه و خودشو
تکرار می کنه.اما اونایی که این حرفو می زدن نمی دونستن خسرو شکیبایی توی
هر فیلمی که بازی می کنه اون فیلم رو مال خودش می کنه و برای اون فیلم اعتبار
و آبرو میاره.نمی دونستن که اگه این روز لعنتی ۲۸ تیر ۸۷ برسه ما کسی رو از
دست می دیم که سینمای ایران هیچوقت نمی تونه جایگزینی واسه اش پیدا کنه.
عمو خسرو این اواخر مریض بود.ظاهرا خیلی ضعیف و رنجور شده بود.اما اون
لبخند زیبا هیچوقت از صورتش کنار نمی رفت و مثل همیشه با انرژی بود.حیف
شد...جواهری رو از دست دادیم که دیگه نمی تونیم داشته باشیمش.هیچ کاری
نمی شه کرد.جز خداحافظی...که اونم دلشو نداریم.
اصلا چرا خداحافظی؟ خسرو شکیبایی همیشه زنده اس و توی قلب همه
ماهایی که باهاش به اندازه یک عمر خاطره داشتیم تا ابد می مونه...
سلام عمو خسرو...سلام!


